عبد الرزاق اللاهيجي
7
گوهر مراد ( فارسى )
را از كتابهاى صاحبان آن عقايد نقل مىنمايد . 3 - در عين احترام به عقل و برهان ، در برابر كتاب و سنّت ، تسليم است چنان كه مىدانيم ، در يك جمعبندى كلّى ، مسلمين ، در دريافت مسائل اعتقادى از كتاب و سنّت ، به سه گروه زير ، تقسيم مىشوند : الف : آنها كه بدون در نظر گرفتن دلايل قطعى عقلى و دلايل اجتهادى نقلى ، انجماد به ظواهر كتاب و سنّت ، دارند مانند ظاهريه ، حشويّه و اخباريه از اين گروهند آنها كه معتقدند : خداوند قابل رؤيت است و يا شبيه دارد ، چرا كه قرآن فرموده است : إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ « 1 » وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا « 2 » الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى « 3 » . ب : آنها كه عبارات كتاب و سنّت را رموزى مىدانند كه قابل تأويل به انواع تأويلات باردهاند مانند صوفيه ، باطنيه و جمعى از فلاسفه و عرفاء از اين گروهند آنها كه آيهء وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ « 4 » را به رفع هر نوع تكليف ، و يا آيهء فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ « 5 » را به هر نوع عقيده دربارهء خدا تفسير مىكنند « 6 » . ج : آنها كه با توجّه به دلايل قطعى عقلى و اجتهادى نقلى به كتاب و سنّت مىنگرند و از رهنمود آنها در موارد مختلف ، بهره مىگيرند و در صورت مخالفت آنها با براهين قطعى عقلى آنها را بگونهاى مناسب ، تأويل مىنمايند ، همانگونه كه آيات و روايات رؤيت خدا را به ديدن رحمت او و حركت او را به ظهور هيبت و فرمان او و استقرار او را بر عرش ، استيلاى او از رهگذر علم بر جهان ، تأويل مىنمايند . بديهى است كه از اين سه گروه تنها گروه اخير به صوابند و دو گروه ديگر بر باطل ، چرا كه در آن دو صورت ، هر باطلى به نام دين جلوه خواهد كرد و دين خدا
--> ( 1 ) قيامت / 33 . ( 2 ) فجر / 22 ( 3 ) طه / 5 . ( 4 ) اعراف / 157 . ( 5 ) بقره / 115 . ( 6 ) در اين باره به التفسير و المفسّرون ذهبى ، فتوحات مكّيه ، تفسير منسوب به محى الدين عربى و فصوص الحكم مراجعه شود .